روضه خانگی
روضهی خانگی پدرم آسیدجواد
آقا سالی یک بار در خانه روضه داشت. البته که یادم نیست در کدام مناسبت بود. این مربوط به اوایل دورهی نوجوانی ما است. برای ما پدیدهای بود؛ در اتاقبزرگه سماور میگذاشتیم و فعّالیّت میکردیم. آن سالها روضهی آقا برقرار بود، ولی بعداً تعطیل شد. از آن به بعد روضهی عمومی نداشتند ولی مکرّر دیده بودم ایشان ایّام عاشورا و تاسوعا، لهوف یا نَفَس المهموم را خودش میخواند و گریه میکرد. روز عاشورا بیرون شلوغ و مجالس و محافل زیاد بود و ایشان هم حال بیرون رفتن را نداشت، لذا همان جا در اتاق، آن کتابها را میخواند و گریه میکرد.
زمزمه هم داشت، نه فقط برای روضه، بلکه گاهی همینجوری برای خودش شعری را زمزمه میکرد؛ مثلاً مشغول کاری بود و چیزی برای خودش میخواند. البتّه من شعرهایش را یادم نیست؛ گاهی ترکی و بیشتر، عربی.
شهید خامنهای