برخی پدرومادران امروز
برخی پدر و مادرهای امروز
?آموزش :
? موسیقی از ۵ سالگی
? زبان انگلیسی از ۶ سالگی
?نقاشی ۵ سالگی
? رانندگی ۱۳ سالگی
? خلبانی پهباد ۷ سالگی
? ریاضی ۶ سالگی
آموزش همه چیز قبل از موعد
? حالا همین پدر و مادر ها:?
? حجاب: هنوز بچه است زوده
? روزه: هوا گرمه اذیت میشه
? نماز: حالا چند سال دیرتر چیزی نمیشه
? حیا و عفت: هنوز بچه است چیزی نیست که!
? کلا پای دین که وسط میاد یعنی همون چیزی که انسان رو تبدیل به یک آدم قوی و قدرتمند و با اراده می کنه هنوز بچه است?
? پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) به برخی از کودکان نگاه کردند و فرمودند: وای بر اولاد آخر الزمان از دست پدرانشان! سؤال شد یا رسول الله: آیا از پدران(و مادران) مشرکِ آنان؟
? فرمودند: خیر، از دست پدران(و مادران) مؤمن آنها، چون واجبات دین را به فرزندانشان نمی آموزند و اگر اولاد آنها بخواهند، بیاموزند، آنان را منع می کنند. و تنها به این قانع هستند که فرزندانشان از مال دنیا چیزی را به دست آورند. من از آنها بیزارم و آنها هم از من بیزارند.
?[1] بحارالانوار، ج ۲۳، ص ۱۱۴.
?[2] مجلسى، محمدباقر، بحارالانوار، ج ۷۴، ص ۶، روایت ۱.
?[3] طبرسى، فضل بن حسن، مکارم الاخلاق.
رمزگشایی از جملات خانمها
? #رمزگشایی از جملات خانمها
✔«باشه»:
اگر در حین بحث و دعوا این حرف رو بزنه، منظورش اینه که «کافیه. دیگه بحث رو ادامه نده، تمومش کن.»
✔«هر کاری که میخوای، انجام بده.»:
منظورش اینه که «قرار نیست من بگم این کار رو بکن یا نه. باید تا حالا منو شناخته باشی و بدونی که نظرم درباره اون کار چیه.»
✔«باید باهات صحبت کنم.»:
یعنی «لازمه که من صحبت کنم و تو بهم گوش بدی.»
✔«بعدا دربارهاش صحبت میکنیم»:
منظورش اینه که «الآن من از دست تو عصبانی هستم و نمیتونم خوب فکر کنم. یکم به زمان احتیاج دارم تا دربارهاش فکر کنم و بعدا با هم صحبت کنیم.»
✔«هیچی»:
منظورش اینه که «واقعا تو نمیدونی چی شده؟!»
✔«این لباس منو چاق نشون میده؟»:
یعنی «الآن لازم دارم که بهم بگی، نه خیلی هم بهت میاد و خوشگله!»
✼═══┅??┅═══✼
بیامولاجان

بیا ای که تمام شهر به یکباره تو را می خواند…
بیا ای که تمام چشمها به سمت آسمان دوخته شده است…
بیا که دیگر زود هم برای آمدنت دیر شده است مولاجان…
انتظار
?گفتم سالها در کوچه باغ انتظار نشسته ام
گفت:چرا نشسته؟در انتظارم بایست
ایستادم
گفت:به سویم نمی آیی؟
پرسیدم چگونه؟
گفت:باقدمهایت…
و من چند قدم به سویش رفتم
و او مهربان بود و قدر دان
و به من هدیه داد ، هدیه ای به لطافت گل نرگس
به زیبایی یک لبخند..?
